بــــــــغض عــــــشـــــق

بغض عشق

   بوديم و کسي پاس نمي داشت که هستيم باشد که نباشيم و بدانند که بوديم یه آدمایی هستن که همیشه با حوصله جواب اس ام اساتو میدن ... !هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ میگن خوبم ... !وقتی میبینن یه گنجشک داره رو زمین دنبال غذا میگرده , راهشون رو کج میکنن از یه طرف               دیگه میرن که اون نپره ... !همینایی که تو سرما اگه یخ ام بزنن, دستتو ول نمیکنن بزارن تو جیبشون ... !آدمایی که از بغل کردن بیشتر آرامش میگیرن تا از ... !... ... اونایی که تو تلفن یهویی ساکت میشن ... !اینایی که همیشه میخندن ... !اینایی که تو چله زمستون پیشنهاد بستنی خوردن میدن ... !همونایین که براتون حاضرن هرکاری بکنن ... !اینا فرشتن ... !تو رو خدا اگه باهاشون میرید تو رابطه , اذیتشون نکنین ... !تنهاشون نذارین ؛ داغون میشن
نوشته شده در سه شنبه 1387/10/17ساعت 0:46 قبل از ظهر توسط MAMADJAVAD|



گمـــــــــان می کـــــردم وقتــــــــی نبــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــاشم

دلـــــت می گیــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــرد

1 روز

1 ماه

1 سال

از رفتنــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــم می گذرد . . .

چه خیـــــال ِ بیهوده ایـــــــ

وقــــتی دلت با دیگریســــــــت ...


-----------------------------------------------------------
برگرد

یادت را جا گذاشتی


نمی خواهم عمری به این امید باشم

که برای بردنش بر می گردی...

نوشته شده در شنبه 1387/10/14ساعت 3:35 بعد از ظهر توسط MAMADJAVAD|



 

رد پاهایم را پاک می کنم

به کسی نگویید

من روزی در این دنیا بودم

خدایا

می شود استعفا دهم؟!

کم آورده ام ... !

http://img.online-dl.com/images/a613_9u6n5bxt0z5kt49br1.jpg

ای بیخیال

 

----------------------------------------------------------------

دارم از عشقت گر می گیرم ای بی خیال از همه جا

سردمه کجاست گرمای تنت ای بی خیال

تنگ دلم داره می سوزه از نبودنت ای بی خبر از همه جا

می گی خوشبختم بی تو می گی می خندم بی تو می گی خوشم بی تو

پس این آتیش تو دلم چیه ؟ این بارون چشمام چیه ؟ این دلتنگی مجنون وارم چیه ؟

اگر دنیا برایم بی تو بودن خواست ، خیالی نیس

من خود را از دنیا کم می کنم ، خیالی نیس

اگه عشقت دیگری شد ، ای بی وفا ، خیالی نیس

من دیوونه بی تو هم خوشم با خیالت ای بی خیال...

نوشته شده در شنبه 1387/10/14ساعت 3:18 بعد از ظهر توسط MAMADJAVAD|



 
خسته ام

خسته ام میفهمید؟!

خسته از آمدن و رفتن و آوار شدن.
خسته از منحنی بودن وتکرارشدن.

 

خسته از حس غریبانه این تنهایی.بخدا خسته ام از اینهمه تکرار سکوت.
بخدا خسته ام از اینهمه لبخند دروغ.
بخدا خسته ام از حادثه ساعقه بودن در باد.
همه عمر دروغ،
گفته ام من به همه.
گفته ام:
باختم من همه عمر دلم را،
به سراب !!
باختم من همه عمر دلم را،
به شب مبهم و کابوس پریدن از بام!!
باختم من همه عمر دلم را،
به حراس تر یک بوسه به لبهای خزان!!
بخدا خسته شدم،
میشود قلب مرا عفو کنید؟
و رهایم بکنید،
تا تراویدن از پنجره را درک کنم!؟
تا دلم باز شود؟!
خسته ام درک کنید.
میروم زندگیم را بکنم،
میروم مثل شما،
پی احساس غریبم تا باز،
شاید ......!!


 
 
 
نوشته شده در شنبه 1387/10/14ساعت 3:16 بعد از ظهر توسط MAMADJAVAD|



عشق فنا شدن نیست ، فدا شدن است 

ما ای عشق، شکسته ایم، مشکن ما را     اینگونه به خاک ره میفکن ما را

ما در تو به چشم دوستی می بینیم       ای دوست مبین به چشم دشمن را

 

 

در انتظار کدامین صبح نشسته ای ؟ ای در پیله ی حریر ، کدام پروانه را در سرنوشت خود از سر نوشته ای ؟

قلمی خواهم ساخت از نی باغ بهشت ، جوهر از شیشه ذات ، کاغذ از صفحه دل ، نور از شمع حیات ، تا بنویسم همه جا نام زیبای تو را .

شاه نشین چشم من تکیه گه خیال توست ، گرچه که دورم از تو منولی دلم به یاد توست .

ای غم ، تو که هستی از کجا می آیی؟
هر دم به هوای دل ما می آیی
باز آی و قدم به روی چشمم بگذار
چون اشک به چشمم آشنا می آیی . . .

اشک بهترین پدیده ی دنیاست ولی تا زیباترین چیز ها رو از انسان نگیره خودشو تقدیم نمیکنه


 

اینجا آسمان ابری ست
آنجا را نمیدانم
. . .
اینجا شده پاییز
آنجا را نمیدانم
. . .
اینجا فقط رنگ است
آنجا را نمیدانم
. . .
اینجا دلی تنگ است
آنجا را نمیدانم. . .

 

نوشته شده در شنبه 1387/10/14ساعت 3:15 بعد از ظهر توسط MAMADJAVAD|




 
اي مسافر !  اي جدا ناشدني ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر ! تا به کام دل ببينمت .
بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم .
آه ! که نميداني ... سفرت روح مرا به دو نيم مي کند ... و شگفتا که زيستن با نيمي از روح تن را مي فرسايد ...
بگذار بدرقه کنم واپسين لبخندت را و آخرين نگاه فريبنده ات را .
مسافر من ! آنگاه که مي روي کمي هم واپس نگر باش . با من سخني بگو . مگذار يکباره از پا در افتم ... فراق صاعقه وار را بر نمي تابم ...
جدايي را لحظه لحظه به من بياموز...    آرام تر بگذر ...
وداع طوفان مي آفريند... اگر فرياد رعد را در طوفان وداع نمي شنوي ؟! باران هنگام طوفان را که مي بيني !  آري باران اشک بي طاقتم را که مي نگري ...
من چه کنم ؟ تو پرواز مي کني و من پايم به زمين بسته است ...
اي پرنده ! دست خدا به همراهت ...
اما نمي داني ... نمي داني که بي تو به جاي خون اشک در رگهايم جاريست ...
از خود تهي شده ام ... نمي دانم تا باز گردي مرا خواهي ديد ؟؟؟
 
..........................................
 
 

 آسمون منو تو يه مدته سياه شده گفتن دوست دارم كم شده كيميا شده اون غروري كه گذاشته بوديمش يه جاي دنج اومده باز توي قلب من وتو خدا شده اون حسادت هايي كه اول طعم عاشقي رو داشت حالا انگار ارزشش قد يه ادعا شده اون دسا كه داده بوديم توي رويامون به هم تقصير كيه نمي دونم ولي رها شده ما قرار نبود مثل بقيه زندگي كنيم چرا حرف هامون مث تموم آدما شده گنبد عشق منو تو ضريحاش طلايي بود طلا ها ريخته و جنس گنبدا بلا شده ما رو چشمون زدن ما كه با هم بد نبوديم ما چه تقصيري داري

...............................................

بيا با من دلم تنها ترين است/ نگاهت در دلم شور آفرين است/ مرا مستي دهد جام لبانت/ شراب بوسه ات گيرا ترين است/ ز يك ديدار پي بردي به حالم/ عجب درمن نگاهت نكته بين است/ سخن از عشق ومستي گوي با من/ سخن هايت برايم دلنشين است/ مرا در شعله ي عشقت بسوزان/ كه رسم دوستداريها همين است/ نشان عشق را در چشم تو خواندم/ دلم چون كويي آيينه بين است/ به من لطف گل مهتاب دادي/ تنت با عطر گلها همنشين است/ دوست را هم تو باش آغاز وپايان/ كه عشق اولي وآخرينست

.....................................................

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نكشد تو نيز خاموش شوي

نوشته شده در شنبه 1387/10/14ساعت 3:14 بعد از ظهر توسط MAMADJAVAD|



زندگي يعني مسيري رو به آب ،


 

  زندگي يعني نه بيداري نه خواب


 

  زندگي يعني سراي امتحان ،


 

   زندگي يعني در ان عاشق بمان   


 

  زندگي يعني کمي و کاستي ،  


 

   زندگي يعني دروغ و راستي


 

   زندگي يعني صفا ، مهر و وفا ،


 

    زندگي يعني ستم ، جور و جفا


 

    زندگي يعني سفر ، راهي دراز ،


 

  زندگي يعني جهاني رمز دار     


 

  زندگي يعني مهي در پشت ابر ،


 

  زندگي يعني بلا و درد و صبر 


 

زندگي يعني دو روزي ميهمان

 

 

 

عشق يعني مستي و ديوانگي

                                             عشق يعني با جهان بيگانگي

عشق يعني شب نخفتن تا سحر

                                            عشق يعني سجده ها با چشم تر

عشق يعني سر به دار آويختن

                                            عشق يعني اشک حسرت ريختن

عشق يعني در جهان رسوا شدن

                                           عشق يعني مست و بي پروا شدن

عشق يعني سوختن يا ساختن

                                           عشق يعني زندگي را باختن

عشق يعني انتظار و انتظار

                                          عشق يعني هرچه بيني عکس يار

عشق يعني ديده بر در دوختن

                                          عشق يعني در فراقش سوختن

 

در ميان ديدگانم خواب را گم کرده ام



 

خسته ام از خستگي مهتاب را گم کرده ام



 

چند سالي مي شود مهمان ايينه شدم



 

در ميانش چهره شاداب را گم کرده ام



 

در درون من هياهوي عجيبي پا گرفت



 

از هياهو خنده کمياب را گم کرده ام



 

کوزه صبرم شکست از دست شبهاي عطش



 

چند گاهي است رنگ اب را گم کرده ام

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه 1387/10/14ساعت 3:5 بعد از ظهر توسط MAMADJAVAD|



آخ که دلم گرفته

آخ که دلم گرفته     

نمیشنوم صداتو 

 آخ که دلم گرفت

نمیبینم نگاتو

ببین اینه قصه ی من و تو

قصه ای که بود آخرش جدایی من وتو

آخ که دلم گرفته نمی تونم از تو جدا شم

آخ که دلم گرفته نمیدونم چطور بی تو باشم

کاشکی پیشم می موندی چرا پیشم نموندی نمیدونی که اون موقع دستامو گرفتی چه رویایی داشتم

میخواستم تو رو به تمام ستاره های آسمون آشنا کنم آخه چرا من وتنها گذاشتی.رفتی ولی بدون که

با رفتنت هیچی تموم نمیشه تو برام مثل یه غنچه ی گلی هستی که اگرچه گلبرگاش پرپر شده اما خود

غنچه از بین نمیره میتونم دلیلش اینه که:

      عاشق از عاشقی سیر نمیشه

                                       

عاشقانه

یه عمریه دوستت دارم پنهونی
هیچوقت نشد بپرسم كه مجنونی
دلم می خواد بگم كه دیوونتم
اسیر اون چشمای بی غرورتم
هر جا می رم حرف تویه
یاد تو صاحب خونه ی دل های همه
ای كاش می شد می فهمیدی عاشقتم
چند ساله كه به یاد نگات زنده ام
كاسه صبرم دیگه لبریز شده
می خوام بدونی كه قلبم غمگین شده


بهت نمی گم دوسِت دارم

ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم اگه بیه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم


هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود اگر كسي تو را آنطوركه ميخواهي دوست ندارد به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد دوست واقعي كسي است كه دستهاي تورابگيردولي قلب تورالمس كند بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگزبه اونخواهي رسيد  

زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشک به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم

با سیم نازمژه هات یه عمره گیتارمی زنم

نگاهتو کوک نکنی من خودمودارمی زنم

چشمات اگه رو پنجرم طرحه ستاره نزنند

دست خودم نیست دلمو به درودیوارمی زنم

 تواگه نباشی من مثل اون پسرکی که گمشده گوشه کوچه می شینم ازغم تو زارمی زنم 

زندگي همچون کلافي پيچ در پيچ است که اولش پيچ است وآخرش هيچ است

 
 
نوشته شده در پنجشنبه 1387/10/12ساعت 0:51 قبل از ظهر توسط MAMADJAVAD|



 از درد بي کسي دارم يواش يواش زار مي زنم – واسه تموم قصه ها اسم تو فرياد مي زنم


     مي خوام بگم دوستت دارم ، عاشقتم تا آخرش، رسمش نبود که بي وفا منو کشتي از اولش

       هيچي نخواستم غير تو و دوستت داشتم همينو بس

                                                             فکر نمي کردم که بري من مي مونم تو اين قفس

رفتي و من با خاطره عطر تن تو زنده ام – رفتي ولي بدون عزيز حقم نبود که بي توام ...

تو اين قمار بي کسي تنها منم بازيگرش- بازيچه دسته تو و بازيچه دست همه ...


                       از درد بي کسي دارم يواش يواش زار مي زنم ..
 واسه تموم قصه ها اسم تو فرياد مي زنم
 
 
 
تو نيستي كه ببيني
                                            چگونه عطر تو ؛ در عمق لحظه ها جاري است
                                            چگونه عكس تو ؛ در برق شيشه ها ؛ پيداست 
                                            چگونه جاي تو ؛ در جان زندگي سبز است
پس زمینه عاشقانه مخصوص گوشی موبایل www.best-persia.org

                                                         تمام گنجشكان   
                                                          كه درنبودن تو
                                                       مرا به باد ملامت گرفته اند
                                                        ترا به نام صدا مي كنند

                                                   تو نيستي كه ببيني چگونه پيچيده است
                                                            طنين شعر نگاه تو درترانه من
                                                       تو نيستي كه بيبني چگونه مي گردد
                                                             نسيم روح تو در باغ بي جوانه من


                                                         چه نيمه شب ها وقتي كه ابر بازيگر
                                                        هزار چهره به هر لحظه مي كند تصوير
                                                                   به چشم همزدني
                                                         ميان آن همه صورت ؛ ترا شناخته ام


                                                                        به خواب مي ماند

                                                                    تنها به خواب مي ماند
                                                              چراغ آينه ديوار بي تو غمگينند
                                                                   تو نيستي كه ببيني
                                                                      چگونه با ديوار
                                                        به مهرباني يك دوست ؛ از تو مي گويم
                                                           تو نيستي كه ببيني چگونه از ديوار
                                                                       جواب مي شنوم

             
                                                           تو نيستي كه ببيني چگونه دور از تو
                                                             به روي هرچه در اين خانه ست
                                                           غبار سربي اندوه بال گسترده است
                                                           تو نيستي كه ببيني دل رميده من
                                                        بجز تو ؛ ياد همه چيز را رهاكرده است


                                                                       غروب هاي غريب 
                                                                       در اين رواق نياز
                                                                   پرنده ساكت و غمگين
                                                                     ستاره بيمار است
                                                                     دو چشم خسته من
                                                                       در اين اميد عبث
                                                   دو شمع سوخته جان هميشه بيدار است 
                                                                     تو نيستي كه ببيني

                                                                                                               

 
 
 
پس زمینه عاشقانه مخصوص گوشی موبایل www.best-persia.org
 
نوشته شده در سه شنبه 1387/10/10ساعت 2:39 قبل از ظهر توسط MAMADJAVAD|




مطالب پيشين
»
» دلتنگی
»
» باران
» عشق
» love
» حیاط خلوت
» 2
»
Design By : ParsSkin.Com